تبلیغات
خط سبز - پست های خرداد 1387
خدایا خسته و دلشكسته ام(شهادت چمران) | شهید و شهادت ,


                    

 

 

اینها را به نیت آن ننوشته ام كه كسی بخواند و برمن رحمت آورد, بلكه نوشته‌ام كه قلب آتشینم راتسكین دهم وآتشفشان درونم را آرام كنم...

 

 

«خدایا خسته و دلشكسته ام, مظلوم از ظلم تاریخ ,پژمرده از جهل اجتماع,ناتوان در مقابل طوفان حوادث,ناامید در مقابل افق مبهم و مجهول, تنها,بی كس,فقیر در كویر سوزان زندگی, محبوس در زندان آهنین حیات دل غمزده و دردمندم آرزوی آزادی می‌كند و روح پژمرده‌ام خواهش پرواز دارد تا ازبار هستیبرهد و با خدای خود به وحدت رسد.»

 

 

اینجا, قلب میسوزد, اشك میجوشد,وجود خاكستر میشود و احساس سخن میگوید.

چه زیباست رازونیازهای درویشی دلسوخته وناامید در نیمه شب,...اعتراض خشونت بارمظلومی زیر شمشیرستمگر؛ ....... 

چه خوشست دست از جان شستن و دنیا را سه طلاقه كردن, از همه قید و بنداسارت حیات آزاد شدن,

جایی كه دیگر انسان مصلحتی ندارد تا حقیقت را برای آن فدا كند,دیگر از كسی واهمه نمی كند تا حق را كتمان نماید؛ ....... 

...من آن آزادی را دوست دارم, واز اینكه دردوره های سخت حیات آن راتجربه كرده ام خوشحالم؛.......

خوش دارم كه زمین زیراندازم وآسمان بلند رواندازم باشدوازهمه زندگی و تعلقات آن آزادگردم؛ ....... خدایا!

تو به من پوچی لذات زودگذر را نمودی,ناپایداری روزگار را نشان دادی,لذت مبارزه را چشاندی,وارزش شهادت را آموختی.

...اما ای خدای بزرگ,یك چیز بیش از همه به من ارزانی داشتی كه نمیتوانم شكرش كنم و آن "درد"و"غم" بود.

درد و غم از وجودم اكسیری ساخت كه جز حقیقت چیزی نجوید,جز فداكاری راهی بر نگزیند, و جز "عشق" چیزی از آن تراوش نكند. ....

خدایا خسته و دلشكسته ام, مظلوم از ظلم تاریخ ,پژمرده از جهل اجتماع,ناتوان در مقابل طوفان حوادث,ناامید در مقابل افق مبهم و مجهول, تنها,بی كس,فقیر در كویر سوزان زندگی, محبوس در زندان آهنین حیات...

...خوش دارم آزاداز قیدوبندها,درغروب آفتاب,بربلندی كوهی بنشینم, وفرورفتن خورشید رادردریای وجودمشاهده كنم,

وهمه حیات خودرا به این زیبایی خدایی بسپارم, واین زیبایی سحرانگیز با پنجه های هنرمندش باتاروپودوجودم بازی كند,

قلب سوزانم رابگشاید,آتشفشان درونم را آزاد كند,اشك راكه عصاره حیات منست,آزادانه سرازیرنماید,عقده ها و فشارهایی را كه بر قلب و روحم سنگینی میكنند بگشاید, غم های خفه كننده ای را كه حلقومم را میفشرند, ودردهای كشنده ای راكه قلبم را سوراخ سوراخ میكنند,با قدرت معجزه آسای زیبایی تغییر شكل دهد و غم را به عرفان و درد را به فداكاری مبدل كند,وآنگاه حیاتم رابگیرد,و من دیوانه وار,همه وجودم را تسلیم زیبایی كنم, و روحم بسوی ابدیتی كه ازنورهای زیبایی میگذرد پروازكند و در عالم آرامش و طما’نینه ,ازكهكشانها بگذرم وبرای لقا’ پروردگار به معراج روم, واز دردهستی وغم وجود بیاسایم, وساعتها وساعتها در همان حال باقی بمانم, وازاین سیر ملكوتی لذت ببرم.

خوش دارم كه درنیمه های شب,در سكوت مرموزآسمان و زمین,بمناجات برخیزم, با ستارگان نجواكنم, و قلب خودرابه اسرار ناگفتنی آسمان بگشایم,آرام آرام به عمق كهكشانها صعود نمایم, محو عالم بینهایت شوم, ازمرزهای عالم وجود درگذرم,و دروادی فنا غوطه ور شوم, و جز خدا چیزی را احساس نكنم؛ ....

من اعتقاد دارم كه خدای بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجی كه درراه خدا تحمل كرده است, پاداش میدهد.وارزش هر انسانی به اندازه درد و رنجیست كه دراین راه تحمل كرده است.و میبینیم كه مردان خدا بیش ازهركس درزندگی خود گرفتار بلاورنج ودرد شده‌اند...

"علی" بزرگ را بنگرید كه خدای درداست,كه گویی بندبند وجودش با دردورنج جوش خورده است,

"حسین" را نظاره كنید كه دردریایی از شكنجه و درد فرو رفت,كه نظیر آن در عالم دیده نشده است,

و...«زینب» را.....

"درد", دل آدمی را بیدار میكند,روح را صفا میدهد,غرور و خودخواهی را نابود میكند,نخوت و فراموشی را ازبین میبرد,و انسان را متوجه وجود خود میكند,...انسان گاهی خود را فراموش میكند.....))

 

 *بخشی از مناجات شهید چمران:

 

برای مشاهده بخشی از یادداشت‌های شهید دكتر چمران درآمریكا كلیك كنید


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در جمعه 31 خرداد 1387 و ساعت 07:06 ق.ظ
| تلنگر ,


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در چهارشنبه 29 خرداد 1387 و ساعت 08:06 ق.ظ
پاسخ به دوستان بزرگوارم | تلنگر ,

با نام و یاد خدا

خوشحالم که پست اخیر خط سبزو خوندید

بعضی دوستان لطف کردند و نظر هم دادند.

من ازتون متشکرم

میخواستم زیر نظرهاتون جواب بدم ولی متاسفانه میهن بلاگ یاری نکرد و مجبور شدم به طور جداگانه یک پست به این اختصاص بدم.

من نگفتم مبرا هستم و وقتی عنوان پست نامه سرگشاده به همه وبلاگ‌نویسان دیندار می باشد وبلاگ خط سبز و نویسندگان اون هم شامل این تلنگر می شوند.

من خودم این مطلبو از وبلاگ یکی از دوستان برداشتم و فکر می کنم برای خودم هم تلنگر خوبی بود ُ برای همین در وبلاگ گذاشتم تا بقیه هم استفاده کنند.

بینی بین الله چه قدر از بچه های به اصطلاح مذهبی به اسم وبلاگ نویسی و چت با هم حرف می زنند؟

حرف هایی که اصلا ضرورت نداره؟؟؟؟؟؟؟؟

به اسم دین و دینداری دوست دختر یا دوست پسر پیدا می کنیم و تلفن به هم می رنیم.اس ام اس میدیم و نهایتا منجر به آمد و شد و......

آیا این ها موجبات ناراحتی امام حاضر ما رو فراهم نمی کنه؟

اکثر ما وبلاگ نویس ها مجردیمو گرایش بین دختر و پسر زیاد

چه فرقی می کنه تو نت یا تلفن یا حضوری؟

ما در حد ضرورت فقط با نامحرم باید حرف بزنیم.

آن هم در محیطی دور از گناه و به دور از حرف های تحریک آمیز

می دونم این ها رو قبول داریم ولی عمل نمی کنیم

بیاییم عمل کنیم


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در چهارشنبه 29 خرداد 1387 و ساعت 08:06 ق.ظ
نامه سرگشاده به همه وبلاگ‌نویسان دیندار | تلنگر ,
 نامه سرگشاده به همه وبلاگ‌نویسان دیندار
 

دین اینترنتی چیست ؟

مطلب زیبایی از برادران نوری در وبلاگ مرتضی و ما درج شده است که دارای اهمیت زیادی است. بزرگواران ! این ها حرفهای همه است ! باید که رعایت کنیم ! خداییش روز قیامت چه می خواهیم بگوییم؟ می خواهیم بگوییم در اینترنت خدا حاکم نیست ؟ یا اینکه پیغمبر اینترنت و آنترنت و چرترنت کس دیگری بودو احکامش را پسنیدیم و به او ایمان آوردیم ؟ می خواهیم بگوییم بی.بی.سی پیغمبر است یا سی.ان.ان یا یاهو یا گوگل ؟

 

نامه سرگشاده به همه وبلاگ‌نویسان دیندار

 

 

...روی سخن من با وبلاگ نویسان مذهبی است، آنها که دین ندارند یا ادعای دینداری ندارند حکمشان جداست، خوب سخن را از اینجا آغاز می‌کنم:

یادش بخیر زمانی بود که نوجوانان ما برای پا گذاشتن به عرصه جبهه و جنگ در شناسنامه‌های خود دست می‌بردند تا سنشان را بیشتر نشان دهند، زمانی بود که تنها دغدغه جوانان ما این بود که مبادا جنگ تمام شود و آنها شهید نشوند، زمانی بود که محاسن داشتن و ساده پوشیدن و ساده زیستن ارزش بود، زمانی بود که از خود گذشتن و برای دیگران مایه گذاشتن باعث آرامش انسان بود، زمانی بود که با نامحرمان انس گرفتن و گپ زدن باعث خجالت و سرافکندگی بود، زمانی بود که دیانت و تقوا و شب زنده‌داری و امثال آن سخت طرفدار داشت، زمانی بود که...

اما با گذشت کمتر از دو دهه اکنون زمانی است که نوجوانان ما در شناسنامه خود دست می برند تا خود را از اقلیتهای مذهبی نشان دهند، الآن زمانی است که بزرگترین دغدغه جوانان ما این است که هنگام چت با نامحرم دیسکانکت شوند، اکنون زمانی است که محاسن داشتن و همشکل پیامبر و مولا بودن، ساده پوشیدن و ساده زیستن مایه سرافکندگی شده است، اکنون زمانی است که زرنگی کردن و حق دیگران را خوردن و آنها را بر خاک سیاه نشاندن باعث آرامش شده است، اکنون زمانی است که انس با نامحرمان و چت‌های شبانه نه تنها باعث سرافکندگی نیست بلکه نشانه رشد و پیشرفت و تمدن است، اکنون زمانی است که با بی‌سوادی تمام فقط چند حرف قشنگ علیه دین زدن باعث شهرت و مایه افتخارات ملی است...

 

وای به حال نسلی که از آن ارزشها به این لغرشها رسیده باشد، وای بحال جماعتی که همشکل شدن با کفار را نشانه شخصیت بداند، وای بحال نسلی که به اسم خدا و مذهب و امام حسین و امام زمان با نامحرمان به گفتگو بنشیند و دانسته و ندانسته نفس شیطانی خود را ارضاء کند، وای بحال جماعتی که به اسم قلم علَم شیطان را استوار کرده و به اسم دانش، سازش با نفس اماره را رواج میدهند، وای بحال کسی که به اسم جبهه و جنگ و شهداء بساط انس و ارتباط با نامحرم راه انداخته است...

 


بارها گفته‌ام باز هم میگویم: این ارتباط آزاد پسران و دختران مذهبی به اسم مذهب بدعتی سخت بد عاقبت است، و اللـه من و تو مسؤولیم، و اللـه ما مقصریم، خیلی از دوستان که مرا رها کرده‌اند و رفته‌اند گله‌ای هم نیست اما شما که دور و برت شلوغ است، شما که پرطرفدار و پرخواننده هستی اگر سکوت کنی مقصری، اگر باز هم به تعارف و مسامحه بگذرانی باید جواب امام زمانت را بدهی، تا کجا و تا به کی باید توجیح کرد؟! مگر ما مسلمان نیستیم؟! کجای دین ما با این ارتباطات سازگار است؟! کدام مرجع تقلیدی این چت‌های غیرشرعی را اجازه داده است؟!


 

این آشنای غریب حاضر است با هر کسی که میخواهد در این مورد به بحث بنشیند، هر که فکر میکند من اشتباه میکنم بسم اللـه...

آخر برادر من به چه مجوزی نسبت به یک نامحرم این‌طور خطاب میکنی و پیام میگذاری؟! آخر خواهر من به نظر کدام مرجعی اینطور به نامحرم راه میدهی و مرتبط میشوی؟! چشممان را باز کنیم، آخر واقعیت را که نمیشود انکار کرد، فقط خدا می‌داند این رابطه‌ها چه صدماتی به نسل ما زده، حجب و حیاء از میان رفته، کانون بسیاری از خانواده‌ها از هم پاشیده، لذت عبادت و شوق بندگی از ما رخت بربسته، عزیز من چرا برای نمازت اینطور وقت نمی‌گذاری؟! چرا هفته به هفته می‌آید و می‌رود لای قرآن را هم باز نمی‌کنی؟! چرا نماز صبحت پشت سر هم قضاء می‌شود؟! تا خرخره در لجنزار اینترنت غرق شده‌ایم و باز توجیه میکنیم.

 

منکر بعضی فوائد اینترنت نیستم اما آخر انصاف دهید سودش بیشتر است یا ضررش؟! آنقدر ضررش زیاد است که سود جزئی آن به حساب نمی آید، مثل اینکه ما از حمله آمریکا به عراق تعریف و تمجید کنیم برای اینکه در کنار این تهاجم به داد چند نفری هم رسیده‌اند!!!

بهم دروغ نگوئیم، صادق باشیم، کدامیک از ما در این معرکه پر ضرر متضرر نشده‌ایم؟! کدامیک از ما به بیراهه نرفته‌ایم؟! کدامیک از ما چشم خود را آلوده نکرده‌ایم؟!

 

 

 

آقا جان چت و گفتگوی دو نامحرم اشکال دارد، دین ما این طور میگوید، مراجع ما این طور میگویند، آخر ما حرف چه کسی را قبول داریم؟! کدام عقلی امضاء میکند که به صرف نشناختن و ندیدن ارتباط حلال است؟!زیاد می‌گویند که این ارتباطات بدون در نظر گرفتن جنسیت است، این ادعائی است بدون دلیل و تخیلی است بدون واقعیت، اگر اینطور است که می‌گویند پس بقول این دوست عزیز اینهمه اصرار و توجیه برای چیست؟! اگر جنسیت مطرح نیست خوب این همه درد دل و گپ‌های آن‌چنانی را با یکی مثل خود انجام دهند، تنها کسی می‌تواند جنسیت را ملاحظه نکند که یا از نفس گذشته باشد یا دل و جانش در جذبه عشق حضرت حق مجذوب باشد، ما کدامیک از اینها هستیم؟!

خلاصه کلام اینکه: یا مرد باشیم و حداقل به اسم خدا و دین و امام حسین و امام زمان گناه نکنیم، یا مردتر از مرد باشیم و اشتباه خود را قبول کنیم و با تمام قوا در صدد جبران برآییم، و اللـه اگر چنین نکنیم مدیون امام حسین هستیم، و اللـه اگر توجیه کنیم منفور امام زمان هستیم...

 

 

و ما توفیقی إلّا باللـه، علی اللـه توکّلت و إلیه اُنیب...

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید

شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد...

هر کس این مطالب را میخواند اگر قبول ندارد دلیل بیاورد و اگر قبول دارد انتشار دهد.


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در چهارشنبه 29 خرداد 1387 و ساعت 02:06 ق.ظ
یه خاطره بگو | شهید و شهادت ,
لاغر و شکسته ، روی ویلچر ، انگار نخاعش قطع شده بود .
پسر جوانی رفت جلو ، سلام کرد . ضبط را گرفت جلویش .
لطف می کنید حالا که جنگ تموم شده از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران یه خاطره
بگید ؟
نگاهمان کرد .
- خاطره !؟
من هیجده ساله روی این صندلی چرخ دار هستم ، خوبه ؟
    
نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در چهارشنبه 29 خرداد 1387 و ساعت 02:06 ق.ظ
چشـــم انتــظارم، مـــهدی"عج"بیاید | حضرت زهرا سلام الله علیها ,

یا فاطمه ! من عقده ی دل وا نکردم

  گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم...

ما چه داریم که در محضر تو رو بکنیم؟

        چه متاعیم که اشغال ترازو بکنیم؟!

         آتش عشق تو داغ است و به این می بالیم          

         که دل سوخته  این روی به آن رو  بکنیم..


                                         از انتهای دنیا می آیم


چرا عزیز نباشم که خاک راه تو ام
به زیر سایه تو در پناه تو ام
به عالمی ندهم من غبار راه تورا
مقام و جاه من این بس که خاک پای توام
اگرچه لایق خدمت نیم در این درگاه
به این خوشم که گدا به بارگاه توام
نگاه توست که روی مرا سفید کند
نگاه کن که من خسته روسیاه توام
گرچه شب گذرد صبح وصل نزدیک است
زدور عاشق دیدار روی ماه توام

                                        ایـــنـجا خــــبری نیــــست...


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در شنبه 18 خرداد 1387 و ساعت 11:06 ق.ظ
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم | دلتنگیم برای تو ,

من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم

سروده ی حضرت امام خمینی ره

چشم بیمار

من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم

چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم

همچو منصور خریدار سردار شدم

غم دلدار فکنده است بجانم شرری

که بجان آمدم و شهره بازار شدم

در میخانه گشائید برویم شب و روز 

که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم

جامه زهد و ریا کندم و بر تن کردم 

خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد 

از دم رند می آلوده مددکار شدم

بگذارید که از بتکده یادی بکنم

من که با دست بت میکده بیدار شدم

(دیوان امام)

سروده ی حضرت آیت الله خامنه ای مدظله
این شعر را آقا در جواب شعر "چشم بیمار" سروده اند

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی        

تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی

تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو دیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم

ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در شنبه 18 خرداد 1387 و ساعت 12:06 ق.ظ
| حضرت زهرا سلام الله علیها ,

ایام شهادت مادر پهلو شکسته منه ، 

مادرم خیلی دلم تنگه شماست...

 


نوشته شده توسط یه منتظر عاشق در جمعه 3 خرداد 1387 و ساعت 10:05 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ بسیج دانشجویی+ بخون بعد بگو گریت گرفت یا نه...+ سالگرد ازدواج من و همسرم+ جشن ازدواج امیرالمومنین و فاطمه زهرا سلام الله+ شالوده شکنی یک تاریخ اسطوره‌ای: آیا یهودیان یک قوم و ملتند؟ + عید بندگی+ عید فطر+ عاشقان هرچه بخواهید بخواهید ، خجالت نکشید + شب آرزوها !+ شب لیله الرغائب+ رجبی دیگر در انتظار موعود+ + فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب+ روز مادر+ میلاد زهرای اطهر (س)

صفحات:

منبع کدهای موزیک وبلاگ